لا به لای خواب های خوش و رویایی شاید اون وسط مسطا یه خواب درهمم ، دیده بشه! وقتی این شعرو می نوشتم ، همه ی نابرابری های زن و مردای جامعه مون توی ذهن گیج ام ، رژه می رفت و هنوز هم نمی تونم جواب سوالاتمو بگیرم. یعنی نمی دونم از کی بگیرم؟!گاهی وقتا از هرچی سنّت و ناشیانه فکر کردنه، بی زار میشم امّا این فقط حرف زنگار گرفته ی من نیست! سکوت غمآلود همه ی هم جنسای من توی این عصر به ظاهر برابریه! بی خیال! مهم اینه که «تو» وسط این برزخ نابرابری کنارمی! دستات توی دستامه و نفسات گیر کرده لای واژه واژه هام...

هنوز ناشیانه بن بست اعتماد فرو می ریزد!
گاهی درماندگی ام را که بوی هزایز نونوار می دهد ،
بک جا در صندوق بازیافت دل ام مدفون می کنم ،
امّا می دانم گریز از این همه سرگیجه میسر نیست که نیست!
بوسه ها خیلی وقت ست بوی کهنگی شرابی می دهد که دم صبح ،
وضوی ام را مباح می کند!
شراب این بار از تشنگی سقائک کوچکی مَشک می دوزد ،
که بی افطار ، روزه اش را تمدید می کند و انگار برایش هیچ فرقی نمی کند ،
دخترک پابرهنه ای در ردّ بوی فرسوده ی تن تیپا خورده اش ،
له له عاشقانه می زند!
دعای کهنه ی «خداحافظی» و کاسه ی خالی از آب پُشت سر هم ، علاج نمی کند!
این جا زیر سقف خالی از کبودی و پیوستگی،
واژه ها عجیب دست وپاگیر ، یادمان شعر های دخترانه را ،
زیر دست و پای جهالت مَرد گونه ها ،
لت و پار می کنند تا ،
شبی به ماه تاب بانو ،
آویزان شوند و دست هایشان را لمس عاشقانه ای ، سیراب کند!
ماه اسیر نگاهک چند ستاره غمزه آلود ست و ماه تاب ، بانوی خودفروش بی گناه!
هنوز در این زمان ،
رخت و لباس های چرک خورده از هم آغوشی با تاید های اتیکت خورده ،
ارضاء نمی شوند و
چه مفتضحانه ،
مسلمانی مزه ی گس ِ چند خرمالوی مُرده می دهد!
شعر هایم،
مسلخ بی درد کشیده نیست!
شعر هایم ،
فریاد دخترک گیسو کشیده ای ست که هرشب دهانش با خونابه ها ،
به هم می آید و دست های مرا عاریه می گیرد!
ذهن ام ، وحشی تر می تراود و دل ام در هیاهوی پیرزن های خودفروش ،
جوان شدن ، هوار می کند!
در قانون نانوشته ی من ،
این مسلمانی بوی کفر می دهد!
به آسمان سوگند که این روزها ،
مفتضحانه ،
مسلمانی ،
مزه گس ِچند خرمالوی مُرده می دهد!!!!
ته نوشت: آواز عشق من و تو هم به آسمون رسید و توی این هوای دل چسب و خیس زمستونی داریم اوّلین زمستون مشترکمونو تجربه می کنیم.بی خیال سنّت های قد علم کرده و نگاه های کِش دار این و اون! توی قانون من نوشته شده:عاشقی مرام ماست... چی بهتر از این؟؟


